تبليغاتX
خمخانه عشق


خمخانه عشق

به هوا دادي دل و به افسانه سپردي تو مرا !

روزهاست که از مرد ایرانی دلگیرم ...

مردانی که جز تهدید و زورگویی چیز دیگری نیاموخته اند . مردانی که فرزندان خود را به امان خدا رها می کنند و همه جا ادعای مردانگی آنها گوش فلک را کر می کند . وای  که چه دلگیرم. . .

آنها که کوس رسوایی زنان بی گناهشان را می زنند تا بتوانند بیشتر از او بهره جویی کنند . و چه دلگیرم از عدم وجود ضمانت های قانونی . .

دلتنگم وقتی دختر زیبای ایرانی از تجاوز پدر فریاد برمی آورد و وادار به فرار و خودکشی می شود و از او مدرک اثبات می خواهند . . .

چه بگویم از مردانی که تنهایی و بی کسی خیلی از زنها را ملعبه می کنند و با دروغ های فریبنده آنها را به قعر ناکجا آباد سوق می دهند و . . . من ذره ذره ی این دردها را لمس کرده ام .دردهایی که گفتنش عذاب است و نگفتنش استخوان لای زخم که به دملی بزرگ تبدیل شده است .

نوشته شده در Mon 3 Oct 2011ساعت 11:29 PM توسط محرم راز

حق زنان در  جامعه اسلامی

۱- زن پشت مرد بایستد و نماز بخواند

۲- زن سرپرست با حکم حضانت فرزندان تمامی زحمت فرزندان را به عهده دارد اما به وقت نیاز برای ازدواج یا عمل جراحی فرزند به امضای پدر نیاز است

۳- مرد معتاد باشد حق طلاق با زن است ( تعجب نکنید ) البته به شرط  آنکه مرد ۵ سال حبس و زندانی داشته باشد ؟؟!

۴- جالب است به زن بازنشسته سرپرست خانوار حق اولاد تعلق نمی گیرد اما به مردان آری !!!

۵- دیه مرد و زن را هم که خبر دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۶- سنگسار زن زناکار را هم که می دانید ؟؟؟؟!!!

۷- مرد با طلاق زن حق ازدواج دارد اما زن ۳ ماه و ۱۰ روز باید سماق بمکد.نگید مسئله حاملگی که دیگه این روزا ظرف ۱۰ روز معلوم میشه .

  ۸- و و و

اگه چیزی یادتون اومد به منهم بگین

نوشته شده در Tue 4 May 2010ساعت 0:49 AM توسط محرم راز

شجاعت همیشه فریاد زدن نیست گاهی صدای آرامیست که در انتهای روز میگوید :

 فردا دوباره لبخند بزن بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا و بدان...

 که روزی دنیا انقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند با تمام سازهایت می رقصد .

                                                                                                          پس بخند

نوشته شده در Fri 11 Dec 2009ساعت 0:36 AM توسط محرم راز

امروز ظهر شیطان را دیدم. نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت.

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند...

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

 گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

نوشته شده در Fri 11 Dec 2009ساعت 0:31 AM توسط محرم راز

عزيز

بعد از مدتها به ياد خاطراتي افتادم كه من و تو را پيوند داده بود.

بي آن كه يكديگر را از نزديك ديده باشيم .

شور و هيجان من و بي تابي تو . بيماري تو و دلتنگي هاي من و دعاهاي شبانه ام ...

چطور باور كنم نيستي ؟ چطور باور كنم كسي را كه در اوج درد ، تسلاي خاطرم بود را ديگر نمي بينم ؟

اي كاش تنها يك بار مي ديدمت و اي كاش يك بار فقط يك بار به روياهام بياي ...

تا باور كنم . . . كه مرگ هم ما را از هم جدا نكرده . . .

ماه هاي انتظار به سال و سال ها به عمري تبديل شدند . . .چه كنم با درد تنهايي ؟

نوشته شده در Mon 19 Oct 2009ساعت 0:41 AM توسط محرم راز

 

 

      آرزویم این است نرود اشک در چشم تومگر ،                  

                       از شوق زیاد                         

                               نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه هر روز تو عاشق باشی

       عاشق انکه تو را می خواهد

            و به لبخند تو از خود رها می گردد و ...

               تو را دوست بدارد به همبن اندازه که دلت می خواهد

 

نوشته شده در Tue 2 Jun 2009ساعت 2:2 AM توسط محرم راز

زندگی مثل دوچرخه هست باید

پا بزنی تا به نتیجه برسی . . . من که همش پا میزنم تا در دو ماراتن اول بشم

نوشته شده در Tue 3 Mar 2009ساعت 1:45 AM توسط محرم راز

 شاید یک روز بتونم این مطلب رو بنویسم . فعلا که .... ببو ببو شدم و تو کار های خونه موندم
نوشته شده در Tue 24 Feb 2009ساعت 11:47 PM توسط محرم راز


 
من کجا و تو کجا .من سر کارم تو چی ؟ درس می خونی
نوشته شده در Tue 10 Feb 2009ساعت 9:49 PM توسط محرم راز

نمی دانم كه لایق بر تشرف بوده ام یا نه نمی دانم پشیمان از تخلف بوده ام یا نه نمی دانم صفائی كردم اندر خانه ات یا نه نمی دانم بهائی داشت اشك و ناله ام یا نه نمی دانم پر از تو, خالی از خود گشته ام یا نه

 فردا صبح که بیدار می شی و چشماتو باز می کنی یادت باشه که شب قبلی یکی به یاد تو چشماشو بسته

 زندگي طاس خوب آوردن نیست ، طاس بد را خوب بازی کردن است

  گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بو

 عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .............خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد دلم همچو آسمان،پر از ابرهای بارانیست، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند

My best friend

نوشته شده در Fri 6 Feb 2009ساعت 0:29 AM توسط محرم راز


قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت

//////////////

كد ماوس

 ///////////////// /////////////////////