Far away me   

 

I Can Feel You... You're far away, but, I can feel you.

You exist in my every breath, in every beat of my heart, adding a spectacular sizzle in all the right places.

Even when I close my eyes, I see your face and feel the fire of your caress.

Your presence is a tangible thing... yet as hard to grasp as the air.

I reach for you, but you elude me.

Still, I can feel you; the softness of a petal, a warm wind on my cheek, a ray in my vision, a distant light that ever draws me near

 

 

 

  

خداوند نيرو خواستم، ضعيف آفريد که تواضع بندگي را بياموزم از او سلامتي خواستم که کارهاي بزرگ انجام دهم، ناتوانم آفريد که کارهاي بهتري انجام دهم از او ثروت خواستم که سعادتمند شوم، فقرم بخشيد که که عاقل باشم از او قدرت خواستم که ستايش ديگران را به دست آورم، شکستم بخشيد که بدانم پيوسته نيازمند اويم از او همه چيز خواستم که از زندگي لذت برم، آنچه خواستم به من نداد آنچه بدان اميد داشتم به من بخشيد و دعاهاي نگفته ام مستجاب شدند و آنها اين بودند =================== خدايا چه سخت است بي بهانه گريه کردن به ظاهر خنديدن وبه دروغ فرياد زدن که زندگي شيرين است

 

 

 

http://i3.tinypic.com/2powgib.jpg

 

بغض.....بزرگترين نوع اعتراضه! اگه بشکنه،ديگه اعتراض نيست! التماسه

چه دلپذیراست اینکه گناهانمان پیدا نیستند وگرنه مجبور بودیم هر روز خودمان را پاک بشوییم شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم و باز دلپذیرونیکوست اینکه دروغهایمان شکل مان را دگرگون نمی کنند چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم

 فدریکو گارسیا لورکا

 

Interested in .....

To Touch The Heart, By Unknown
To touch the heart of someone dear,
though it might sometimes cause a tear;
to fall or rest upon the cheek,
should be something all should seek.

For often hearts not touched at all
start hardening and shrinking small.
And then the time it takes to grow
A loving heart is very slow.

For hearts expand as those who care
extend their love and let us share
a moment, space or special phrase
that eases pain on dreary days.

Or simply starts our lips to smile
and brightens time for just a while.
The ways and kinds and means of sharing,
it seems to me are based on caring.

And though we're often worlds apart,
you still can touch my very heart.
You make me smile or shed a tear;
and I'll remember year to year -

just how your 'touching' helped me grow
And I just thought I'd tell you so. and means of sharing,
it seems to me are based on caring.

And though we're often worlds apart,
you still can touch my very heart.
You make me smile or shed a tear;
and I'll remember year to year -

just how your 'touching' helped me grow
And I just thought I'd tell you so.

 

غم این خفته چند  ، خواب در چشم ترم می شکند

یا هو

 

 این نوشته ها را دوست خوب میعادگاهیم فرستاده است خوب هست شما هم بخوانید اگر همراه من هستید

 

 عشق والاترین هدیۀ خداوند است.کسی که پُر از عشق است پُر از خود خداست هیچ شگفتی جادویی تر از شگفتی محبوب بودن نیست . انگشت خداست بر شانۀ کسی که دوستش دارند .کسی که مهربان نیست، خدا را نمی شناسد، زیرا خدا مهر است .دوست داشتن یک نفر یعنی نگاه کردن به چهرۀ خداوند .

 

خدا مرا دوست ندارد که دوست داشتنی هستم .من دوست داشتنی شدم چون خداوند کمی از عشق خودش را در من ریخت .......

 

ای عشق همه بهانه از توست

 

من خامُشم این ترانه از توست

 

 

ادامه نوشته

معمای زندگی من....


به نام ارامش دهنده قلبم

با سلام به تنها اتفاق به موقع زندگی من

امروز با روزهای دیگه بیشتر فرق دارم و تو تنها شنونده حرفهای یک دل سودایی هستی

.به خودت افتخار کن که دلی را امیدوار کردی.

کم کم توانستم هدفم را در زندگی پیدا کنم و بتوانم افکارم را از تفرقه و انحراف نجات بدهم.فهمیدم مقاومت من در مقابل خیلی چیزها و افراد ، مانند کار بچه ای هست که مرتب به دامن مادرش چنگ می اندازد و به جایی نمیرسد.حالا وقتی آن حس مقاومت به سراغم می اید ، کنجکاو و آرام با آن مواجه می شوم.یاد گرفتم که در وسط هر کاری که هستم حتی برای یک لحظه هم که شده آن را قطع کنم و به ترسهای وجودی خودم بپردازم و آنها را رفع کنم.یاد گرفتم هر زمان که بخواهم بگویم " نه" و هر زمان که بخواهم بگویم"بله" .آنسوی غلط و درست را دیدم و بیطرف شدم.اوایل فکر میکردم که این کار غیر عادی هست ولی بعدها این منطق بی طرفی را درک کردم.عطش تنهایی خودم را سیراب کردم طوری که حتی تقدس با تو بودن را هم گدایی نکردم.و از این آرامش که همواره همراهم است ، لذتی غیرقابل توصیف می برم.راستش را بخواهی دیدم زندگی و خودم خنده دار است. و این زمانی بود که توانستم ترسها ، شهامتها، نقاط ضعف و قوتم را بشناسم و برای هر یک جایی را باز کنم.( چقدر در این زمان من پوست انداختم و به تکامل روحی نسبی رسیدم)هر چند وقت یکبار برای خودم پیغام خاصی می فرستم و می نویسم تا بفهمم هیچوقت با خودم تنها نیستم و این بسیار با شکوه است.زندگی در کنار " روح بزرگم". دیگر ترس از اوقات بیکاری را از بین بردم و دیگر برنامه ریزی نمیکنم . حالا هر کاری به نظر درست بیاید ، میکنم . و این بار با تمام خواسته های پاک درونی ام سازگار است.چه لذت بخش.

 

http://www.chesskids.com/kids/cheat.gif

 

 

Why do students fail in exams...?

It's not the fault of the student if he fails, because the year ONLY has 365' days.Typical academic year for a student .

1. Sundays-52, Sundays in a year, you know Sundays are for rest. Days left 313.

2. Summer holidays-50 where weather is very hot and difficult to study. Days left 263.

3. 8 hours daily sleep- 130 days GONE.. Days left 141.

4. 1 hour for daily playing- (good for health) means 15 days. Days left 126. 5. 2 hours daily for food & other delicacies (chewing properly &swallowing)-means 30days. Days left 96.

6. 1 hour for talking (man is a social animal)-means 15 days Days left 81.

7. Exam days- per year at least 35 days. Days left 46.

8. Quarterly, Half yearly and festival (holidays)-40 days. Balance 6 days

9. For sickness- at least 3 days. Remaining days=3.

10. Movies and functions- at least 2 days. 1 day left.

11. That 1 day is ur birthday. How can you study on your B'day??

Balance = 0 "How can a student pass #:-S#:-S#:-S#:-S#:-S#:-S  

 

 

انتظار

بدان که خداوند در بدرقه ی راهت گفت :" جایی می روی که مردمانش تو را می شکنند ، نکند غصه دار شوی چرا که من همه جا همراه توام.تو تنها نیستی .در کوله بارت عشق می گذارم که بگذری ، قلب می گذارم که جای دهی ، اشک می دهم که همراهیت کند و غصه دل باز کنی و سرانجام مرگ که بدانی ، برمیگردی به نزد خودم....

http://imagecache2.allposters.com/images/pic/AUN/RSK0071~Dear-Teacher-Posters.jpg

 

نامه‌ي ابراهام لينکن به آموزگار فرزندش

 

   او بايد بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نيستند. امّا به فرزندم بياموزيد که به ازاي هر شيّاد، انسانهاي صديق هم وجود دارند. به او بگوئيد در ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر باهمتي هم وجود دارد. به او بياموزيد که در ازاي هر دشمن، دوستي هم هست. مي‌دانم که وقت مي‌گيرد؛ امّا به او بياموزيد که اگر با کار و زحمت خويش يک دلار کاسبي کند، بهتر از آن است که جايي روي زمين پنج دلار پيدا کند.

   به او بياموزيد که از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذّت ببرد. او را از حسادت بر حذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را ياد‌آور شويد. اگر مي‌توانيد به او نقش مهم کتاب را در زندگي آموزش دهيد. به او بگوييد تعمّق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان، به گل‌هاي درون باغچه، به زنبورها که در هوا پرواز مي‌کنند، دقيق شود.

   به فرزندم بياموزيد که در مدرسه بهتر اين است که مردود شود، امّا با تقلّب به قبولي نرسد. به او ياد بدهيد با ملايم‌ها، ملايم رفتار کند و در مقابل زورگويان تسليم نشود. به عقايدش ايمان داشته باشد، حتي اگر همه خلاف او حرف بزنند، به او ياد بدهيد که همه حرف‌ها را بشنود و سخني را که به نظرش درست مي‌رسد، انتخاب کند. ارزش‌هاي زندگي را به فرزندم آموزش دهيد. به او ياد بدهيد که در اوج اندوه تبسّم کند. به او بياموزيد که در اشک ريختن خجالتي وجود ندارد. به او بياموزيد که مي‌تواند براي فکر و شعورش مبلغي تعيين کند؛ امّا قيمت‌گذاري براي دل بي‌معناست.

    به او بگوييد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي‌داند، پاي سخنش بايستد و با تمام قوا مبارزه کند. در کار تدريس به فرزندم ملايمت به خرج دهيد. امّا از او يک نازپرورده نسازيد. بگذاريد او شجاع باشد. به او بياموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد...!