All Because of You

All Because of You

I awake each day with a smile    
     هر روز صبح با لبخندی از خواب بیدار میشم
And greet it with a laugh      
                                وبا خنده ای احوالپرسی میکنم
The world is a treasure          
                        دنیا در چشم من زیباست
Because of you          
                      به خاطر تو    
Every time I think of something sad
       هر وقت یه ذره احساس غم می کنم
I replace the thought- with you
من فکر کردن به تو را جانشین می کنم
My mind is instantly changed       
          تفکرم فورا عوض شده
And my heart is filled with gladness 
         .قلبم شاد می شود
Every breath I take is meant for youi  
  هر نفسم به خاطر تو هست
I live this life surrounded in joy    
    من با لذت و شادمانی زندگی می کنم
And I bathe in the promise of your love         
             من سرشار از عشق تو هستم
My soul belongs to you.     
  روحم متعلق به توست
Each time I see something beautiful  
         همه چیز زیبا را که می بینم
I want to take it and bring it to you; 
      می خواهم که پیشکش تو کنم
My life has so much meaning now
 حالا زندگیم مفهوم پیدا کرده است
All because of you.
و همه به خاطر توست
Author: Kate Reneigh Woodruff
 

http://negahetaze.persiangig.ir/image/0207.jpg

 

There was a blind girl who used to hate every one expect her boyfriend.................She always used to say that I"ll Marry u if i could see!!........Suddenly one day some one donated her eyes and then when she saw her boyfriend, She was astonished to see that her boyfriend was also blind! HEr boy friend the Asked," WILL U MARRY ME NOW?" She Simply refused...........Her Boyfriend went away Saying....................................... JUST TAKE CARE OF MY EYES

 

 

روزی دختر کوری بود که از همه کس متنفر بود جز دوست پسرش ....همیشه عادت داشت بگوید : من مری هستم اگرچه نمی توانم ببینم....ناگهان یه روز ، یک نفر چشمهایش را به او اهدا کرد و وقتی چشمش به دوستش افتاد فهمید او نیز نابینا است ! دوستش گفت : حالا دیگر مری من هستی .ولی دختر براحتی امتناع کرد .....دوست پسرش همین طور که دور میشد ، با خود می گفت  : فقط مراقب چشمهایم باش

 

زاهد و آحاب

زاهد و آحاب

سال ها پیش زاهدی بود که بعدها به نام ساون قدیس معروف شد و دریکی از غارهای این منطقه زندگی می کرد . در آن دوره ویسکوز فقط یک قصبه ...

ادامه نوشته

ALL I SEE IS YOU

ALL I SEE IS YOU 

I remember us,
the way we used to be,
I'd hold you in my arms,
your smile so sweet to me,
 But now when I see you,
you look right through me,
I feel so alone now,
but when I close my eyes...
 ...All I see is you.
The love we used to share,
gone up in whirl winds,
will I ever love,
or ever live again,
 I am tired of crying,
and I am done trying,
To remember all about you,
but when I close my eyes...
 ...All I see is you.
 All the love I am sending,
the memories I won't sell,
I know there must be an ending,
to the story I will tell,
 I dream only of your love,
and happiness in life,
I try not to think of you,
but when I close my eyes...
 ..All I see is you.

                       Author: Kelly Lobdell

جام بلا

خدایا! امروز می خوام به خود خودت شکوه کتم .تا به این سن رسیدم همیشه گفتم شکر .گفتم: " هر که مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند"اما از دیشب دلم خیلی گرفته .جام بلای من سرریز کرده و دیگه قابل تحمل نیست .وقتی دیشب در چشمای "حبُه ی الهی " که به من هدیه کردی ، اشک و حسرت رو خوندم ، زیر بار نگاه معصوم او ذوب شدم.

خدایا!  می خوام بگم مگه از خدایی تو چیزی کم میشد اگه یه نظر کوچکی هم به او می کردی؟ یه ذره از دریای بیکران شفایت به او هم می چشاندی که در آن صورت من عبید و برده ی درگاهت میشدم تا آخر عمر. میدونی که یک مادر طاقت دیدن زجر اولاد را ندارد و من آب شدن او را به وضوح نظاره گر هستم.

بارالها !

اگر خطایی کرده ام که سزاوار عذابم ، بر من آن عذاب را نازل کن اما کرمی عطا فرما و جگرگوشه ی مرا شفا بده

. بار خدایا ! به نگاه معصوم او ، به وقتی که دست های کوچیکش رو بالا میبره و میگه " اَدَ آجی بیست ( به ابجی من بیست بده ) یا میگه دوست من (با من دوست باش ) " و برای هر کس دعا میکنه ، به تمامی مظلومیت های او وقتی در ازای کوچکترین خدمتم به او ، بوسه بر دست هایم میزنه ، به خنده هایش و گریه هایش  نظری کن و به او شفای عاجل عطا فرما .

آمین یا رب العالمین

سخنان قصار

Holy Prophet Mohammad [P.B.U.H]

Man can not fill a container worse than his stomatch.

آدمی ظرفی بدتر از شکم پر نمیکند.

Charity is the beauty of women.

عفت زینت زنان است.

One who ask question ,learn.

آنکه می پرسد می آموزد.

Keep silent when you are angry.

وقتی خشمگین شدی ، خاموش باش.

Keep away fron 3 vices: envy , greed and pride.

از سه خصلت دوری کن : حسد ، طمع و تکبر.

The remedy of ignorance is inquiry.

علاج نادانی ، سوال کردن است .

http://www.ee.psu.edu/pub/ee578/access/img/20jilp1.jpg

  

 

الهی !  چون تو در غیب بودی من در عیب بودم و چون تو از غیب پیدا شدی من از عیب جدا شدم.

الهی ! به حرمت آن نام که تو آنی و به حرمت آن صفات که چنانی ، به فریادم رس که می توانی.

الهی !  چون تو را جویم که کمتر از مویم.

الهی !  مرا در دل ، مهر تو به کار است ورنه چراغ مرده را چه مقدار است؟

الهی !  تو بساز که دیگران ندانند و تو نواز که دیگران نتوانند.

الهی !  ای بود و نابود من تورا یکسان ، از غم مرا به شادی رسان.

الهی !  می بینی و می دانی و برآوردن می توانی!

الهی !  چون حاضری چه جویم و چون ناظری چه گویم؟

 

http://images.art.com/images/products/large/10058000/10058420.jpg

A Heart Of Stone

Once I had a heart of stone

For it had surley lost its home
It could not love or wanted too
But in my life, then came you 
 
The stones began to fall away
As happiness began to fill my day
A feeling so sweet and special too
Could this be love, I pray is true
 
My heart now sings a song of love
For I know that it was  sent from above
My heart is warm, there is no cold
Hard no more, but with wings of gold
 
It soars above the sky so high
Sometimes I think of why and cry
My heart now sings a loving song
For the part of me I thought was gone
 
The gift that you have given me
Is so important, can't you see
No more sadness or being alone
For now my heart returns to home
Author: Beckie M.                                       

زندگی من ....

 

دوست صمیمی من ، سلام

این روزها گذشت و بخششم اجتناب نا پذیر است..همواره به خودم یاداور می شوم که اغتشاش ، سردرگمی ، تقلا و دوندگی یا سوگواری هم قسمتی از وجودم هستند آنها هم سزاوار محبت من هستند.انگار توانستم درونم را وسعت دهم تا تمام دردهای دنیا را در آن جا دهم.حتی گاه زباله ای را در خیابان جمع می کنم چرا که آنها هم ارزش دارند.توانستم خدا را ، هم در خودم و حال در وجود تو ببینم، بنابر این هر دوی ما الهی هستیم، میتوانی این را بفهمی؟

شروع به نوشتن زندگی و دیدگاه هایم کردم.چرا که این را حق خود و مسئولیتم در زندگی می دانم.

عزیز اینها نتیجه کنکاش شبانه روزی من در درونم بود در شناخت خودم و برای تو          می نویسم تا بهتر به درونم نفوذ کنی و بدانی همچون دیگرنباید به من نگاه کنی.

و تو نیز مثل دیگران نیستی. چشمان مشتاق تو نور زیبای زندگی را به زندگی من می تاباند بی آن که نور را از دیگران بگیرد و این نهایت لذت من و بزرگ ترین افتخار برای تو ست.  

SMS

لذت گلي است كه پژمرده مي شود اما خاطره، عطري است كه باقي مي ماند .

 

 

هر بامداد اهويي از خواب بر مي خيزد مي داند از تندترين شيرها بايد تندتر بدود و گرنه كشته مي شود. هر بامداد شيري از خواب برمي خيزد و مي داند بايد تندتر از اهو بدود و گرنه از گرسنگي خواهد مرد. فرقي نمي كند كه اهو يا شير! هر بامداد آماده دويدن باش

 

  

تو به من بگو زشت! من به تو مي گم قشنگ! بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشيم!!

 

 

آخرين ذكري كه شب در خاطرم ماند زدوست، اولين يادي كه صبح از خاطرم خيزد تويي!

 

 

پلی که بود بین ما اگر چه بی صدا شکست محال عهد بسته را به غیر مرگ بشکنم

 

 

بوی گیسوی تو را نیمه شب اورد نسیم تازه شد در دل من یاد رفیقان قدیم

 

 

شاید به هم باز رسیم : روزی که من بسان دریایی خشکیده ام و تو، چون قایقی فرسوده به خاک مانده ای اما اکنون میان ما فاصله ای چندان است که میان ابرهایی که در اسمان و انسان هایی که در زمین سرگردانند

  

 

كاش گناهي كنم كه مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد

  

                                

دل چو صافی شد حقیقت را شناسا می شود، از صفا ایینه منظور نظرها می شود

  

 

همیشه سعی کن تو زندگیت امیدوار باشی هیچوقت غم و حسرت چیزهایی را که نداری نخور مثل عقل، انسانیت، درک بالا ... اینا اصلا ارزش نداره

   

 

بی دلیل مثل لحظه ی تولدم ، بی نظیر مثل زندگی، ناگزیر مثل مرگ در به در، خسته به دنبال تو هستم ای عشق

  

 

بهار میاد و همه چیز رو تازه می کنه سال، ماه و روزها رو، طبیعتو . ولی فقط یک چیز کهنه می شه که به همه ی اون تازگی می ارزه، دوستیمون

 

  

 

احمقانه ترین کار را من کردم گفتم خداحافظ، عاشقانه ترین کار را تو کردی و گفتی هر چی تو بگی

 

گویند مرگ سخت است سخت تر از مرگ، انتظار واسه sms  من . خیلی انتظار کشیدی

 اره؟

 

 

تو که خوشحالی دلم را شکستی بدان ای بیچاره کور، آن چه را که شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی

  

 

 

دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... منم يکي هستم

 

 

 

سایه ام عاشق سایه ات شده می خواستم ببینم ميشه همسایه شیم ؟...

  

 

                                       

قصري ساخته بودم برايت از جادويي ترين شاخه هاي گل سرخ اما تو به لطافت يك تراكتور از روي ان گذشتي

 

 

اي كاش گل بودي تا به تلافي تمام اون كم محلي هات پرپرت مي كردم

 

  

 

سوختم، باران بزن شايد تو خاموشم كني، شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني، اه باران من سراپاي  وجودم اتش است پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني

 

 

 

گفتگوي من ودل حديث برق چشماته، انتظار من و دل شنيدن صداي پاته، تقديم به پيشي خودم

 

زندگيم مثل يه كاغذ سفيد پاك و دست نخورده بود، توي خط گنگ سرنوشت من كسي دست نبرده بود، امدي زندگي سادمو تزئين كردي، تو به من عشقو نشون دادي و ترسيم كردي

 

 

 

Sms  رو براي كسي مي فرستم كه ازت دور باشه من براي تو چي بفرستم وقتي تو قلب مني

 

 

دلم مي خواهد نفسهاي تو را دانه دانه بشمارم و اخرين سروده هايم را برايت بخوانم ولي اين را بدان اين ديگر اخرين سروده هايم هست شايد ديگر نتوانم باهات پرواز كنم پس قدر اين پرواز را بدان